Monthly Cartoon Conference
نشست
تخصصي کاريکاتور-1383
The
Role of Theory
in The works of The Three Generations
of Iranian Cartoonists

Faez Alidousti
/
Ali Hashemi Shahraki/Esmail Abbasi /
Mohammad Ali Baniasadi
محمد
علي بني اسدي/اسماعيل
عباسي
/هاشمي شهرکي
/فائزعليدوستي

Mohammad Ali Baniasadi


Esmail Abbasi

Ali Hashemi Shahraki


2 دقيقه به ساعت 4 بعدازظهر مانده است که به "خانه کاريکاتور ايران" مي رسم
ابتداي در ورودي با چند تا از دوستان روبرو مي شوم. بعداز سلام عليک به سمت سالن
برگزاري نشست در طبقه دوم مي رويم.
ساعت 4 شده و طبق قرار بايد مراسم شروع شود ولي ما ايراني ها انگار دير آمدن را
نوعي اعتبار مي دانيم.
هنوز به اندازه کافي جمعيت نيامده در حالي که سخنرانان ميزگرد در ساعت موعود
آمده اند.
قبل از برنامه با اسماعيل عباسي در مورد استمرار اين نوع برنامه ها صحبت مي کنيم و
او با استقبال تاييد مي کند و مي
گويد که برنامه هايي از اين دست در راهند.
مسعود شجاعي در تکاپوست تا اين اولين نشست جدي کاريکاتور به خوبي برگزار شود.
سالن تقريبا پر شده است که برنامه شروع مي شود.
ساعت 4/25 دقيقه بعدازظهر 14 شهريور 1383 .
سخنرانان مستقر مي شوند. دوربين هاي فيلمبرداري و عکاسي آماده اند. ضبط صوت هاي
دستي به کار مي افتند.
اسماعيل عباسي که غير از سخنراني در ابتداي برنامه نقش مجري را بازي مي کند ضمن
خيرمقدم به شرکت کنندگان ،
تاکيد مي کند که:" ما در سپيده دم مباني تئوريک کاريکاتور در ايران قرار
داريم.
در هنرهاي تجسمي ديگر منابع تئوري ما بسيار بيش تر از کاريکاتور بوده است.
هر آن چه در قالب تئوري در حال حاضر توليد مي شود به دليل تازه بودنش ، مراحل آزمون
و
خطا را طي مي کند. اما در هرحال چشم اندازي که براي آينده کاريکاتور ايران
پيش بيني مي شود بسيار روشن است."
عباسي ابراز اميدواري مي کند که در آينده شاهد ميزگردهاي تفکيک شده اي در اين زمينه
باشيم.
................................................
کاريکاتور ، بيان نوعي روايت
................................................
محمدعلي بني اسدي با روايتي از دوران آغاز فعاليت هاي هنريش آغاز مي کند و
با لحن صميميش فضايي راحت تر را به برنامه مي بخشد:
" در دوران جواني ما منابع اطلاعاتي در زمينه کاريکاتور بسيار ناچيز بود و يادم مي
آيد که مجله يا روزنامه اي نبود که کاريکاتور
داشته باشد و يا در مورد کاريکاتور نوشته باشد و من آن را تهيه نکرده باشم.
در آن زمان مجموعه کاريکاتوري از کاريکاتوريست هاي فرانسوي پيدا کردم . طبيعتا از
کارهاي "توپور" در آن ها
خوشم آمد و به سراغ شيوه کاري او رفتم ولي به اين نتيجه رسيدم که اگر بخواهم
در شيوه او موفق باشم
بايد نوع نگاه و روش زندگيم نيز مثل کارهاي توپور سياه و تلخ باشد و گرنه
توفيقي حاصل نخواهم کرد."
بني اسدي معتقد است که معناي اصلي کاريکاتور بيان يک روايت است براي مخاطب و تاکيد
مي کند که نسل او اين معنا را درک نکرد.
اوبا تقسيم خصوصيات نسل
جو ان به چند دسته به اين قسمت از سخنانش پايان مي دهد:
1- فضاي سياسي موجود در آن سال ها
2- سرمشق کاريکاتورهاي ما از کشورهاي خارجي بود
3- فضاي فکري ما دانشجويي بود و بيشتر به تکنيک توجه مي کرديم تا تفکر!
..............................................................
کاريکاتورهاي بدون شرح مبتني بر انديشه
.............................................................
اسماعيل عباسي اين بار در مقام سخنران به تقسيم ادوار مختلف کاريکاتور در ايران
و خصوصيات کاريکاتور در اين دوره ها مي پردازد:
" در دوران اوليه ورود کاريکاتور به ايران در نشرياتي که در آذربايجان و بعد تهران
منتشر مي شد ما تصويري را به عنوان کاريکاتور
مي بينيم که در زير آن عبارت يا جمله اي به نثر و يا نظم نوشته مي شده است.
اما در سال هاي بعد قبل از دهه 1320 با تاثير گرفتن از کاريکاتور ترکيه شيوه اين
رشته در ايران هم فضايي ديگر به
خود مي گيرد به اين شکل که ابتدا خبري به نقل از جرايد در بالاي اثر ذکر مي
شد و آن گاه کاريکاتور در حد توان
به شکل تصوير بيان نيمه مستقل خود را ابراز کرده و شرحي هم در پايين
کاريکاتور درج مي شد.
اما از دهه 1340 شمسي در اروپاي بعداز جنگ شيوه روي آوردن به کاريکاتورهايي رواج مي
يابد که
خود اثر به شکل مستقل و بدون شرح ، مفهوم دروني خود را به مخاطب ارائه مي
دهد.
اين تحول برروي کاريکاتور ايران هم تاثير خود را به جا گذاشت.
اين نوع کاريکاتور مبتني بر تفکر شخصي و برآمده از انديشه خاص کاريکاتوريست بود.
از همان دوره است که نمايشگاه هاي کاريکاتور در ايران شکل مي گيرد."
عباسي اضافه مي کند که در آن سال ها کاريکاتور سياه در ايران شکل گرفته و در حوزه
هاي
ديگر هنري مانند شعر و موسيقي نيز شاهد اين شيوه هستيم.
اسماعيل عباسي معتقد است که کاريکاتورهاي بدون شرح مبتني بر انديشه اند اما از سويي
ديگر او کاريکاتورهاي داراي
شرح را نيز به کلي فاقد عنصر انديشه نمي داند بلکه اعتقاد دارد بسياري از
کاريکاتورهاي باشرح نيز تفکر برانگيز و ميتني بر تفکرند:
" اصولا شرح و تصوير دو عنصر مکمل يکديگرند."
............................................................
حرکت به سوي صنعت سرگرم سازي کاريکاتور
...........................................................
فائز عليدوستي صحبت خود را با تاکيد بر اين که" ما در دنيايي زندگي مي کنيم
که ريتم زندگي تند است" آغاز مي کند.
او ادامه مي دهد:" يکي از فعاليت هايي که در اين فضا ناگزير به شرکت در آن
هستيم "صنايع سرگرم کننده" است. مانند رفتن به سينما ، ديدن تلويزيون و ... .
سينما و تلويزيون ابتدا براي سرگرم کردن مردم به وجود آمد و بعدها به آرامي راه هاي
ديگري براي خود يافت
و به اين شکل سبک هاي مختلفي در فيلم ها ايجاد شدند.
آدم هاي مختلف آمدند ، رسانه هاي مختلف را شناختند و تفکرات شخصي خود را در قالب آن
ها ريختند و عرضه کردند."
عليدوستي اما معتقد است که در کاريکاتور جرياني بالعکس روي داد:
" کاريکاتور اول براي سرگرمي به وجود نيامد کما اين که از قرن هفدهم که از فرانسه
سربرآورد و در قرن هجدهم
در مطبوعات فرانسه تبدبل به وسيله اي شد براي بيان تفکر و نقد آدم ها و حکومت
ها.
اما از قرن بيستم به اين سو کاريکاتور به عنوان يکي از مهمترين صنايع سرگرم سازي و
درآمدزا یی
در امريکا و اروپا خود را به مردم عرضه کرده است."عليدوستي اين سوال را مطرح مي کند
که :"آيا فکر نمي کنيد انتظار ما از کاريکاتور زياد است
و آيا لزوما بايد در کاريکاتور حتما تفکر وجود داشته باشد؟"
فائز ، خود پاسخ مي دهد:خيلي از مردم از رسانه ها فقط سرگرمي صرف مي خواهند و
انتظار ندارند پس از ديدن يک اثر ذهن خود را درگير آن موضوع کرده و به نوعي شخم
بزنند.
اين مسئله در کاريکاتور و صنعت کميک استريپ نيز وجود دارد."
عليدوستي با ابراز اينکه نقد کاريکاتور در جامعه ما وجود دارد ولي اين نقد از سوي
کساني شده است
که دغدغه حرفه اي آن ها کاريکاتور بوده معتقد است:" نقد کاريکاتور زماني مي
تواند صرفا مانند کورسويي در تاريکي نباشد که
پشت آن يک نگاه اقتصادي خوابيده باشد و آن گاه است که بسياري از ناشران
داوطلبانه
به انتشار کتاب هاي تئوري در قالب کاريکاتور راغب خواهند شد."
فائز عليدوستي در ادامه صحبت هايش مخالفت خود را با تفکري بودن صرف کاريکاتور اعلام
مي کند و معتقد است
که کاريکاتور بايد کاربردي باشد يعني کاريکاتوريست بايد بداند که کاريکاتورش
در چه راهي مي خواهد خلق شود و در آن راه آيا حداکثر کاربرد را داراست يا خير؟
......................................................
کاريکاتورها نماينده جهان بيني هاي مختلف
......................................................
اما علي هاشمي شهرکي نماينده نسل جديدتري از کاريکاتوريست هاست.
او کاريکاتورها را نماينده جهان بيني هاي مختلف مي داند و ادامه مي دهد:
" کاريکاتور در امريکا صنعت شده است چون در آن جا مردم اصلا به دنبال پيدا کردن
صنعت هاي جديدند.
نگاه آن ها به کاريکاتور ، چيزي است ميان سرگرمي و تفکر.
هاشمي شهرکي با طرح اين سوال که : " چطور مي توان نمادسازي کرد و يا روايتگري در
کاريکاتور آموخت؟" مي گويد:
" اين کارها بدون تفکر ، مطالعه و دانستن ادبيات امکان پذير نيست.
همواره کاريکاتور با ادبيات ارتباط تنگاتنگ داشته است.
کاريکاتور کشور ما هميشه در دنيا تاثيرگذار بوده است. سايت هاي کاريکاتوري در جهان
، داوري هاي دوسالانه هاي
بين المللي از ايراني ها تاثير گرفته اند و اين نشان مي
دهد کاريکاتور ايران جاي خود را در دنيا باز کرده است."
شهرکي معتقد نيست که هر گاه بحث تفکر در کاريکاتور مي شود آن را به عنوان وجود حتمي
جهان بيني در
کاريکاتورها تعبير کرد بلکه او مي گويد:" خود فکر کردن در مورد تکنيک هاي انديشيدن
، خود، فکر است."
علي هاشمي در پايان صحبت هايش موضوع دخالت دادن و درگير کردن مخاطبان
در آثار هنري را داراي جايگاه مخصوص در جهان مي داند و مي گويد:"
آن گاه کاريکاتوري از ارزش مي افتد که نتواند با مخاطب خود ارتباط برقرار کند.
ما براي مخاطب تصميم نمي گيريم بلکه بايد صرفا با او ارتباط برقرار کنيم.
چند لايگي کاريکاتورها باعث مي شود که مخاطبان مختلف با ديدگاه هاي مختلف بتوانند
با آن ارتباط برقرار کنند و اين باعث
افزايش مخاطبان مي شود. بنابراين وجود تفکر در کاريکاتور است که به آن اجازه
چند لايگي و جذب مخاطب مي کند.
تعريف از تفکر نبايد صرفا تفکر به معناي جهان بيني آن باشد بلکه آن است که ما چطور
مي توانيم در مورد تکنيک و محتوا فکر کنيم؟"
حالا نوبت حاضرين است که سوالات يا نظرات خود را ابراز کنند.
برعکس آغاز برنامه ، پايانش به موقع تمام مي شود.
ساعت 6 بعدازظهر است . برخي دوستان را مدت هاست نديده ام . با آن ها خوش و
بشي مي کنم اما حيف که بايد ساعت 7 جايي باشم .
با اميد استمرار اين نوع برنامه ها در خانه کاريکاتور ، آن جا را ترک مي کنم.
هادي حيدري
................................................................................