|
آريستيد
استپان هرناندز گررو ، ملقب به آرس متولد
1967 كوبا ، يكي از ركوردداران
جايزه در دنیا با بيش از يكصد جايزه ارزشمند است.
بهترين كاريكاتوريست جهان در سال 1994 براساس آمارگيري گسترده از
هنرمندان سراسر جهان از سوي نشريه تخصصي كاريكاتور «ويتي ورلد
wittyworld» ، كارگردان فيلمهاي كوتاه انيميشن كارگاه «فيلمينتوس -
filminutos» و داراي عنوان بهترين كاريكاتوريست قرن بيستم از سوي موسسه
معتبر "Memory project" امريكاست.

متن زير حاصل گفتگوي ما با اين هنرمند سرشناس كوبايي است كه با هم مي
خوانيم.
به عنوان نخستين سوال ، اسم كار خود را چه
مي گذاريد؟ كارتون يا كاريكاتور؟
من
پزشكي هستم كه مردم را مي خندانم پس خنداندن كار من است بيمارانم را
معالجه مي كنم و آنها پس از بازگشت سلامتشان مي خندند عامه مردم نيز به
كارتون هاي كاريكاتور وارم مي خندند ; اما تخصص من بيشتر در ترسيم
كاريكاتور است.
كاريكاتور را از چه زماني شروع كرديد؟
من از بچگي عاشق مداد و كاغذ و نقاشي بودم مادرم فكر مي كرد دكتر مي شوم
و پدرم دوست داشت نقاش شوم به هر حال پيش بيني هر دويشان
درست از آب درآمد.
كاريكاتور را از 13 سالگي در مجلات مختلف شروع كردم و در 18 سالگي
خرج روزانه ام را از اين كار درمي آوردم.
اين دو حرفه شما ، پزشكي و كاريكاتور،
تاثيري روي يكديگر مي گذارند؟
سوال خوبي است من در طرحهايم در حسرت رسيدن به لحظات ناب احساسات يك
نقاشم و در پزشكي خلاقيت كسب شده در هنر را به شكلي علمي به كار مي برم
حس هنري بيشتر در مشاوره بيمارانم به من كمك مي كند و علم پزشكي مشخصا و
متقابلا در كاريكاتورهايم حضور دارد و مسائل اين حرفه را گاهي در
كاريكاتورهايم نشان مي دهم.
پس هنر ، ديدگاه شما را عوض كرده است؟
بله ، هنر توانسته به من ديدگاهي نو ارائه كند در واقع يك ديد روانكاوانه
يا بهتر بگويم روانشناسي علمي و كاربردي به من داده است به همين دليل مي
توانم در طرحها و كاريكاتورها ، مردم را از جنبه هاي ديگر به غير از
زاويه معمول و روزانه ببينم.
كاريكاتوريست هاي ايراني نيز در اين رشته
موفق به كسب جوايز معتبري در سطح بين المللي شده اند و مي توان گفت ايران
از اين لحاظ بر يكي از قله هاي هنر دنيا نشسته است ، نظر شما در اين باره
چيست؟
بله ، با اين تعبير كاملا موافقم ايران بر قله نه تنها كاريكاتور ، بلكه
هنر دنيا جاي گرفته است ، شعر ، ادبيات ، مينياتور و حتي رياضي و پزشكي.
بسياري از كاريكاتوريست هاي ايران را مي شناسم ، با مسعود شجاعي طباطبايي
در كوبا آشنا شدم و كارهاي بزرگمهر حسين پور و ضيايي را دوست دارم بيشتر
از مفهوم و معناي عمقي طرحهايشان لذت مي برم.
تلخ است ، بي آن كه گزنده و كشنده باشد آشكار كننده معضلات است ، بي آن
كه برخورنده و توهين آميز به نظر برسد.
حرفهايشان نرم و ملايم است ; اما حساب شده و پرمغز و دقيق. در كل
كاريكاتور ايران واقعيت هاي جامعه اش را پيش روي مخاطبان مي گذارد و تا
به حال كمتر ديده ام به مليتهاي ديگر پرداخته يا زندگي شخصي و دردهاي
دروني خودشان را در قالب كاريكاتور پياده كرده باشند.
اين مساله منفي است يا مثبت؟
مثبت ! اين مساله عميقا قابل تحسين است كه توانسته اند خود را از مسائل
فردي و شخصي خودشان كه مطمئنا بي اهميت هم نيستند ، دور كنند و ذهن و فكر
و قلم و هنرشان را وقف مردم كنند. اين كار مسلما روح وارسته و بزرگي مي
طلبد ، البته بايد سعي كنند جهاني تر بينديشند.
كاريكاتور ايران در مقايسه با ديگر كشورها
در چه سطحي قرار دارد؟
جواب دادن به اين پرسش مشكل است ; چون معيار تمايز خوب و بد در جوامع
اروپايي و امريكايي با معيارهاي حسي شرقي كاملا متغاير است هر چند من
براي اين نوع ديدگاه شرقي ارزش زيادي قائلم ; اما اگر بخواهيم در سطح
جهاني نظر بدهيم و كاريكاتوريست هايي كه توانسته اند خود را در سطح بين
المللي مطرح كنند ، ارزيابي كنيم ، مي توان گفت ايران پس از روسيه قرار
دارد.
هنرمندان ايراني براي پيشرفت در اين رشته ،
چه نكاتي را بايد مدنظر قرار دهند؟
اين كه بتوانند بجز مردم سرزمين خودشان ، به كل انسان هاي روي زمين
بينديشند و مشكلات بشريت را روي كاغذ بياورند يعني جهاني بينديشند.
انديشه اي كه در عين قومي و ملي بودن ، هم انساني باشد ، هم جهاني و حتي
ماورايي و فرازميني ; البته كاريكاتوريست هايي كه از ايران در سطح جهان
مطرح شده اند ، مطمئنا توانسته اند اين گونه بينديشند.
كارهاي شما حتي بدون امضا قابل تشخيص اند
هنوز طرحهايتان را از دوره اي كه همه چيز را بسيار چاق ترسيم مي كرديد ،
به خاطر دارم
هنوز هم دوست دارم فرمهايم كمي چاق و چله به نظر بيايند گمان مي كنم
مفهومي كه در صدد بيان كردنش هستم ، با اين سبك و سياق بهتر در ذهن مخاطب
جاي مي گيرد.
من فكرم را بسادگي ترسيم مي كنم ; اما خيالات عجيب و غريبم را طوري روي
كاغذ مي آورم كه در عين پيچيدگي ، همگان بتوانند آن را بفهمند و از آن
لذت ببرند به عقيده من اگر هنرمند ، نتواند حرفهايش را براي مردم قابل
درك كند ، كارش ايراد دارد و نمي توان بر آن نام هنر نهاد ; بلكه فقط يك
تخليه روحي ، شخصي و لحظه اي است كه تاثيري نمي گذارد و هنري كه
تاثيرگذار نباشد ، اصلا هنر نيست.
راز قدرتمندي طنز كوبا در چيست؟
تحريم و محاصره اقتصادي 40 ساله امريكا عليه كوبا اقتصاد و
زندگي كوبا را خرد و فلج كرده است حقوق يك شهروند فعال و پركار در ماه
نهايتا 20 دلار است ; ولي كوبايي ها خوش بيني و خوشدلي را اصل زندگي خود
قرار داده اند ما ياد گرفته ايم مشكلات را با بحران ها قاتي نكنيم به
همين دليل طنز كوبايي روز به روز قويتر مي شود.
همه در يك سطح هستيم و هنوز در افق ديدمان ديوارهاي كاخ نشينان ، جلوي
چشمانمان را سد نكرده است ، كوبايي ها به اميد فكر مي كنند.
گفتگو از : شادن تقدسي
جام جم آن لاین
|